تعویذنویسی و سوءاستفاده در موترها و تکسیهای شهری کابل؛ تهدیدی برای امنیت روانی و خانوادگی زنان
خبرگزاری پیگرد افغانستان
نوشته شده توسط: بانو مددی
تاریخ: ۱۰ حوت ۱۴۰۴
گاهی یک مسیر کوتاه شهری، بهجای آنکه زنان را به مقصد برساند، آنان را وارد چرخهای از ترس، تردید و سوءاستفاده میکند.
در برخی تکسیهای شهری کابل، شماری از رانندگان یا افراد ناشناس با ادعای «تعویذنویسی»، «باز کردن بخت» یا «حل مشکلات خانوادگی» به زنان پیشنهادهایی میدهند؛ زنانی که بسیاری از آنان درگیر فشارهای روانی و عاطفیاند.
آنچه در ظاهر یک گفتوگوی ساده و همدلانه به نظر میرسد، در مواردی به درخواست پول، اطلاعات شخصی، عکس و حتی پیشنهادهای غیراخلاقی میانجامد.
این گزارش تحقیقی پیگرد نیوز، بر پایه روایتهای مستقیم شهروندانی تهیه شده است که تجربههای مشابهی داشتهاند؛ اما به دلایل امنیتی و اجتماعی نخواستهاند نام و هویتشان فاش شود.
هدیه، مادر دو کودک
هدیه از تجربهاش با مردی که خود را «ملا» و تعویذنویس معرفی میکرد، چنین گفت:
«یک روز از تایمنی میآمدم خانه. راننده گفت اگر بخواهی با دو بچهات میرسانمت. در راه شروع کرد گفتن که تو جادو شدهای، خانواده شوهرت با تو خوب نیستند و شوهرت هم با تو رابطه درست ندارد.
حتی درباره خصوصیات بچههایم هم حرف زد. من حیران مانده بودم که از کجا این چیزها را میگوید.»
به گفته هدیه، آن مرد ادعا میکرد میتواند از طریق طالعبینی مشکلهای زندگیاش را تشخیص دهد و ملاقاتها را هم در موتر انجام میدهد.
هدیه میگوید: «مرد گفت وقتی مردهایتان خانه نباشند، میآیم خانهات که دعا بخوانم و خانه را دم بیندازم. حتی گفت اگر دختر جوانی میشناسی که بختش بسته است، معرفی کن یا شمارهاش را شریک کن.»
به گفته هدیه، پس از تماس اینترنتی، فرد در هنگام تماس تصویری سخنان غیراخلاقی بیان کرده و درخواست نشان دادن بخشی از بدن را مطرح کرد. او میگوید: «وقتی این حرفها را شنیدم، فوراً تماس را قطع کردم و شمارهاش را بلاک کردم.»
تجربه هدیه تنها نمونهای از این برخوردها نیست. روایتهای دیگر نشان میدهد که این شیوهها محدود به یک مسیر یا یک فرد خاص نمیشود و زنان دیگری نیز با الگوهای مشابهی روبهرو شدهاند.
فرشته، دختر نامزددار
در میان این روایتها، تجربه فرشته نشان میدهد که این افراد پس از ایجاد ارتباط اولیه، تلاش میکنند از طریق تماس تلفنی و آنلاین نیز روند اعتمادسازی را ادامه دهند.
فرشته که سه سال است نامزد است و نامزدش در خارج از کشور زندگی میکند، از تجربه خود چنین گفت:
«به دلیل مشکلات کاری و اقامتی، با یکی از این افراد تماس گرفتم و مشکلاتم را مطرح کردم. او پرسشهایی درباره خانواده و تعداد خواهران و برادرانم کرد و سپس مدعی شد که کسی مرا جادو کرده تا نامزدم نتواند مرا نزد خود ببرد.»
این فرد درخواست ۲۵۰۰ افغانی، ارسال عکس خود و نامزدش، نام مادرانشان و حضور در زمان مشخصی بهصورت آنلاین را مطرح کرد. فرشته میگوید که در ابتدا کمی باور کرده بود، اما سپس منصرف شد و هیچ اطلاعاتی نفرستاد.
در حالی که در تجربه فرشته موضوع بیشتر به درخواست پول و اطلاعات شخصی کشیده شد، در برخی موارد شیوه کار متفاوتتر است و بر تأثیرگذاری روانی تمرکز دارد.
داستان زرغونه
زرغونه میگوید زمانی که از شهر بهسوی خانه برمیگشت، سوار یک موتر شخصی شد که در خط فعالیت میکرد. گفتوگوی ساده ابتدایی بهتدریج به صحبتهای شخصی کشیده شد. راننده خود را فردی تحصیلکرده معرفی کرد که به دلیل شرایط موجود مجبور به رانندگی شده است.
به گفته زرغونه، راننده بدون آنکه او چیزی گفته باشد، از خستگی روحی، فشار روانی و درگیریهای ذهنیاش صحبت کرد؛ مسائلی که تا حد زیادی با وضعیت واقعی او همخوانی داشت. سپس از او خواست کف دستش را نشان بدهد و درباره بیماری مادرش و برخی مشکلات خانوادگیاش سخن گفت.
زرغونه تأکید میکند که این اتفاق را خارقالعاده نمیداند، اما نزدیکی برخی گفتهها با واقعیت زندگیاش باعث شد برای لحظاتی دچار تردید و پرسش شود.
روایت نرگس
آنچه در روایت نرگس برجسته است، ایجاد تصویر یک شبکه غیررسمی از «مراجعهکنندگان» و القای موفقیتهای ادعایی است. اما در موارد دیگر، این فضا تنها به وعدههای معنوی محدود نمیماند و گاهی رنگ و بوی مالی و احساسی نیز به خود میگیرد.
نرگس روایت میکند که در تابستان، ناوقت از محل درس بهسوی خانه برمیگشت و هیچ موتر خطی در سرک پیدا نمیشد. ناچار سوار یک موتر شخصی شد. راننده ادعا کرد که او را شبیه دخترش دیده و به همین دلیل ایستاده است.
در جریان راه، تماسهایی به گوشی ساده راننده میآمد. از محتوای صحبتها چنین برمیآمد که افراد مختلف برای حل مشکلاتشان، از مسائل خانوادگی تا ازدواج، با او تماس میگیرند. راننده میگفت بعضی از این افراد بعداً دوباره زنگ میزنند و از «حلشدن مشکلاتشان» خبر میدهند.
او از نرگس خواست شمارهاش را بگیرد تا در صورت نیاز تماس بگیرد؛ اما نرگس میگوید که وارد این موضوع نشد و فقط شماره را گرفت. به گفته او، بخش نگرانکننده زمانی بود که راننده از افرادی سخن گفت که در بدل پول وعده حل همه مشکلات را میدهند.
تجربه زینب
در کنار این تجربهها، برخی زنان میگویند که آغاز ماجرا حتی سادهتر از آن چیزی است که تصور میشود. چند جمله محترمانه و همدلانه کافی است تا گفتوگو به سمت مسائل شخصی و سپس ادعاهای مربوط به دعا و حل مشکلات سوق داده شود.
زینب روایت میکند که او و دوستانش دستکم در دو مورد با تکسیوانهایی مواجه شدهاند که هنگام رانندگی از طریق تلفن همراه درباره مشکلات شخصی دیگران صحبت میکردند. در یکی از این موارد، راننده از مشکلات مالی خود سخن گفته و تلاش کرده بود با ایجاد حس رحم از آنان پول قرض بگیرد.
در موردی دیگر، راننده از فردی موسوم به «طبیبگر» نام برده و مدعی شده بود که وی قادر است هرگونه مشکل روحی، خانوادگی یا حتی اقتصادی را از طریق دعا و تعویذ برطرف سازد.
به گفته زینب، حتی اگر رانندگان مستقیماً در این فعالیتها نقش نداشته باشند، معرفی چنین افراد و ادعاهایی در محیطی که زنان امکان ترک فوری وسیله نقلیه را ندارند، میتواند حس ناامنی و بیاعتمادی ایجاد کند. او تأکید میکند که این وضعیت، بهویژه برای دختران جوان، فشار روانی قابل توجهی به همراه دارد.
دیدگاه روانشناس
با توجه به گفتههای زنان درباره تجربه فشارهای روانی و تأثیر تعویذنویسی یا روشهای مشابه بر زندگیشان، مهدی فقیرزاده، روانشناس، توضیح میدهد که این شیوهها اغلب در شرایط بحرانهای عاطفی و احساس درماندگی افزایش مییابد.
به گفته او، تعویذنویسی یا راهکارهای مشابه زمانی افزایش مییابد که فرد احساس کند کنترل شرایط از دستش خارج شده است؛ در چنین شرایطی احتمال رجوع به راهکارهای سریع و غیرعلمی بیشتر میشود.
وی تأکید میکند که بسیاری از این شیوهها بر تکنیکهای شناختهشده روانشناختی مانند «بیان جملات کلی قابل تعمیم» و «ایجاد وابستگی هیجانی» استوار است. آرامش موقتی که در این فرآیند ایجاد میشود ممکن است به اشتباه بهعنوان حل مشکل تعبیر شود، در حالی که ریشه مسئله همچنان باقی میماند.
از دیدگاه او، آموزش مهارتهای مقابله با استرس، افزایش سواد روانشناختی و دسترسی به خدمات مشاوره تخصصی از مهمترین راهکارهای پیشگیری از چنین آسیبهایی است.
دیدگاه عالم دین
امانالله احمدی، عالم دین، با تفکیک میان تعویذ شرعی و غیرشرعی چنین توضیح میدهد:
تعویذ شرعی: پناه بردن به الله تعالی از طریق خواندن آیات قرآن، اذکار و دعاهای ثابت از پیامبر (ص) است. در این نوع تعویذ، الفاظ روشن و قابل فهم بوده و اعتقاد بر این است که شفا فقط از جانب الله میباشد.
تعویذ غیرشرعی: هر نوع تعویذی که همراه با الفاظ نامفهوم، طلسمات، استفاده از جن، ادعای ارتباط با ارواح یا نشانههای شرک باشد، جایز نیست. همچنین سوءاستفاده مالی و فریب مردم در این زمینه مردود شمرده میشود.
وی تأکید میکند که بهترین راه برای مصونیت از آسیبهای روحی و روانی، مداومت بر اذکار صبح و شام، خواندن سورههای اخلاص، فلق و ناس، آیةالکرسی و تقویت توکل بر الله متعال است.
در همین راستا، وزارت امر بالمعروف و نهی از منکر اعلام کرده است که در راستای اصلاح جامعه و جلوگیری از خرافات و بدعتهایی که با شریعت اسلامی در تضاد است، اقدامات جدی و دوامدار انجام میدهد.
به گفته این وزارت، در چهار سال گذشته محتسبین این اداره صدها تن را به اتهام فعالیتهای مرتبط با سحر، جادو و تعویذ غیرشرعی بازداشت کرده و برای طی مراحل قانونی به نهادهای عدلی و قضایی سپردهاند.
دیدگاه جامعهشناس
احمدراشد صدیقی، جامعهشناس و کارشناس امور اجتماعی، معتقد است سوءاستفاده و کلاهبرداری به بهانه باورهای نادرست و تعویذ در افغانستان به سرعت در حال گسترش است.
به گفته او، عدم آگاهی اجتماعی و حساسیت ویژه نوجوانان و دختران آنان را بیشتر در معرض فریب قرار میدهد. همچنین فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی عامل دیگری است که افراد را به فعالیتهای نامشروع و کلاهبرداری سوق میدهد.
به گفته عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت امور داخله افغانستان، هر عملی که با فریب، اخاذی، کلاهبرداری یا سوءاستفاده مالی و اخلاقی از شهروندان همراه باشد، از منظر قانون جرم محسوب میشود و قابل پیگرد قانونی است.
شهروندان میتوانند موارد مشکوک را از طریق مراجعه حضوری به حوزههای پولیس یا تماس با شمارههای ۱۰۰ و ۱۱۹ گزارش دهند.
بررسی روایتها نشان میدهد که تعویذنویسی در وسایط نقلیه عمومی، در برخی موارد از یک باور مذهبی فراتر رفته و به بستری برای سوءاستفاده مالی، روانی و اخلاقی تبدیل شده است.
مورد مشترک در این موارد شامل ایجاد اعتماد اولیه، بیان پیشبینیهای کلی، درخواست پول و اطلاعات شخصی و در برخی موارد طرح پیشنهادهای غیراخلاقی است.
کارشناسان معتقدند که فشارهای اقتصادی، بحرانهای عاطفی و کمبود خدمات مشاورهای، زمینه آسیبپذیری زنان را افزایش داده است. از این رو، مقابله با این پدیده نیازمند رویکردی چندبعدی است که شامل آگاهیرسانی عمومی، تقویت خدمات مشاورهای، نظارت قانونی و پیگیری جدی شکایات میشود.
در نهایت، تأمین امنیت روانی زنان در فضاهای عمومی، بهویژه وسایط نقلیه شهری، مستلزم همکاری هماهنگ نهادهای امنیتی، دینی، رسانهای و اجتماعی است.
