Paigard News Agency – خبرگزاری پیگرد

خبرگزاری پیگرد, انعکاس رویداد های افغانستان, منطقه و جهان

روایت زنان گدای حرفه ای؛ از فکر خرید خانه تا خرید طلا ونقره

خبرگزاری پیگرد: افغانستان
نوشته گزارش تحقیقی توسط: شمین نجرابی
چهارشنبه، ۶ حوت، ۱۴۰۴

گدایی کردن توسط کودکان، زنان و مردان در نزدیک مساجد، مقابل نانوایی‌ها، جاده ها و از خانه های مردم در کابل؛ سؤالی را ایجاد کرده است که، آیا همه‌ی این افراد گداهای واقعی اند یا این شغل را به عنوان منبع درآمد آسان یا از روی عادت برگزیده‌اند؟

یافته های پیګرد نیوز به استناد از گفت‌وگو با شماری از زنان گدای حرفه ای در نواحی مختلف شهر کابل واقعیت‌های پنهان  و حیرت انگیز  پشت این گدایی را نشان می دهد که آنها به زبان خویش بیان‌می‌کنند؛ هم چنان در این گزارش‌ مسؤول یک  تیم مدد رسان نیز ادعا می‌کند که، زنان گدایگر حرفه ای باحیله و نیرنگ هزارها افغانی این تیم را به یغما برده اند، حتی برخی‌ از این زنان به گونه سیستماتیک چندین سال از این  تیم مدد رسان باج‌گیری کرده و هم‌چنان مردان با تغییر پوشش دست به فریب‌کاری زده اند.

در این گزارش نه تنها به موارد فوق اتکا شده، بل‌که، با گواهان کداهای حرفه ای، زنانی که به اثر دوستی با این گروه؛  زندگی خانواده‌گی شان نزدیک به جدایی (طلاق) کشانیده شده است، این ګداهای حرفه ای چګونه حق نیازمندان واقعی را زیر پا می کنند؟
هم‌چنان تحلیل علت و عواقب رو آوردن به ګدای حرفه ای از دیدگاه عالم دین و  جامعه‌ شناس و هشدار آنان در مورد پیامد‌های دینی و اجتماعی این گروه پرداخته شده است.
در این گزارش به درخواست مصاحبه شونده ها نام های مستعار به کار برده شدند.
همسرش داکتر، اما خانم‌اش گدای حرفه ای
صبری‌گل، باشنده شمال کشور است که از بیست سال بدینسو با پنج پسر و همسرش درکابل زندگی می‌کند، بر اساس گفته‌هایش همسر وی داکتر وترنر است و روزانه ۵۰۰ افغانی مزد می‌گیرد.

او گفت که، صاحب خانه‌ی شخصی است اما برای تهیه لوازم مفشن خانه و گاه‌گاهی خرید لباس‌های جدید برای خودش دست به گدایی می‌زند.
وی ادامه داد: (دو انگشتر طلا، یک‌جوره گوشواره هم از طریق این کارم خریده ام، خوش ام که قیمت طلا بلند رفته؛ هرجا که بتوانم، کار می‌کنم، زیاتر جاهایی می‌روم که مردم مه را نشناسد، از کار ام هفت سال شد،  شورام و هر سه بچیم از کارام از این کار ام راضی اند.

او، پس‌از ازدواج دو پسرش به گدایی رو آورده است و در مورد علت کار اش می‌گوید: «نمی‌خواهم چیزهای خانه‌ی مه از عروس‌ها و خویش و اقارب ام کم باشد، هر چیز به خانه نونو  می‌خرم».
قابل یاد آوری است که در جریان مصاحبه بیشتر این ګدا ها؛ عوض کلمه ګدایی  کلمه‌ی کار را به کار می بردند.
از معاش ۱۶ هزار افغانی تا گدایی حرفه ایگروهی خانواده
معصومه باشنده شهر کابل؛ که همسرش‌ انجنیر است و اکنون هم دریکی از اداره‌ها با معاش ماهانه‌ی «۱۶» هزار افغانی مشغول کار است.

وی، پنج فرزند دارد و هریک آنان را نوبت‌وار برای گدایی به نزدیک مساجد و نانوایی‌ها می‌فرستند، او با اشاره به عاید روزانه‌ فرزندانش گفت: «هر کدام شان ۱۰۰ یا ۱۲۰ افغانی به خانه می‌ اره و دو دخترم حتی رومی، کچالو و دیگه سودا به خانه  می ارن».
معصومه ادامه داد: «مه بانو قهرمانم، به خود افتخار می‌کنم، دستم را عاجزانه به سوی مردم دراز می کنم، مردم با رضایت شان برای مه پول می‌دهند دزدی خو نمی‌کنم؛ هر کس جرأت این کاره نداره، این کار چه ننګ اس؟».
وی افزود: «پیسه (شوهر) خود را جمع می کنم، اشتک ایم کلان می‌شوند ما باز از کجا خرچ درس و عروسی شان را پوره کنیم، مه و اولادایم خرچ روز مره را پیدا می‌کنیم؛ خانه شخصی دارم ، اما مه و اشتک ایم با این کار به شورم کمک می کنیم».

از لابلای صحبت‌های وی آنچه فهمیده می‌شد او از طرف شام گدایی می‌کند؛ همسرش نیز خبر دارد اما از بازداشت گداها توسط پولیس هراس دارد.

فکر خرید خانه با پول گدایی
وژمه، گدای‌ دیگری است که پس از بازگشت از محل کار دست‌اش را به سمت مردم به هدف گردآوری پول دراز می‌کند، به گفته خودش، او در انبار‌های توت، جلغوزه، لوبیا و کشمش مشغول کار است و روزانه در حدود ۸۰۰ افغانی درآمد دارد.
به گفته وی، همسرش در ایران است و ماهانه ده‌هزار افغانی برای شان می‌فرستد، او چهار فرزند دارد و فرزند بزرگ اش در جای که کار می کند هفته‌وار ۵۰۰ افغانی نیز عاید دارد.
او گفت: «هر روز به گدام‌ها میرم، دست‌ مزدام را با پولی که از دوکان‌ داران و مردم جمع می‌کنم، خرچ خانه را پوره می کنه، تا پیسه شوهرم جمع شود، که یک خانه بخریم تا چه وقت مسافری».
وی، اکنون در حویلی گروی «سه لک افغانی» زندگی می‌کند، در تلاش‌ست تا مقدار پول را برای خرید خانه آماده کند.
وژمه ګفت:«شورم از کارام خبر داره، او بالای مه باور دارد، حتی نیمی شو بیرون باشم، مشکلی نداره». اما یګانه نګرانی  اش از ناحیه باز داشت توسط پولیس و اینکه اقارب شان او را در حالی ګدایی بیبیند است.
آیا دوستی و هم‌نشینی با ګدا های حرفه ای عواقب خطرناکی هم درپی دارد؟
زنانی که با ترغیب دوست های ګدایش به ګدایی رو آورند.
سید‌بی‌بی خانمی است که به ترغیب و تشویق دوست‌ ګدایش کودکان و دختر نوجوان‌اش را به شهر می‌فرستد تا ګدایی کند، به ګفته سید بی‌بی پس از سپری‌شدن یک هفته زمانی که همسر‌ سیدبی‌بی از کار«اجیری» به سوی خانه میاید، دخترش را درحال گدایی می‌بیند، همین‌که به خانه بر‌می‌گردد، خانم اش را مورد لت‌و کوب قرار می‌دهد و با لحن شدید همسر اش‌را به طلاق هشدار می‌دهد.

وی گفت: «من پنهان از شورام، اشتک‌ها را روان کدم تا کمی پیسه بیاورن، خاله انیسه گفت گپی نیس، اطفال مه هم می‌روند، ۱۰۰ یا ۲۰۰ افغانی میارن، من هم روان کدم».
سیدبی‌بی از تهدید شوهراش حکایت می‌کند و ادامه داد: «اگر بار دوم، اولادهایم را به گدایی بفرستی، حتی اگر از گرسنگی هم‌ بمیرند، طلاقت می‌دهم و از خانه بیرونت می‌کنم».

زهرا یک از خانم های دیګری است که با تشویق دوست ګدایش به ګدایی رو آورده است.
وی که ده سال قبل شوهرش را از دست داده ؛ از خاطرات زنی حکایت می‌کند که او را ترغیب به گدایی کرده است.

او گفت: «من جرئت نداشتم، بلد نبودم و خیلی خجالت می‌شدم وقتی می‌خواستم دستم را به سوی مردم دراز کنم؛ بعد از کوچ‌ کردن به خانه‌ی دیګر با خانمی در یک حویلی یکجا زندگی می‌کنم پس از رفت‌ آمد زیاد مه فهمیدم که زن همسایه گدایی می‌کند، من را نیز ترغیب به گدایی کرد، من هم پس از دیدن شهامت او، جرئت‌گرفتم و به گدایی شروع کردم».

زهرا، یکبار از سوی نیروهای امنیتی نیز بازداشت  شده است. او گفت: «برای من اخطاریه دادند اگر بار دوم گرفتار شوی جزایت دو، یا شش ماه زندان خواهد بود، حالا گاه‌گاهی به گدایی می‌روم».
به منظور عوام‌ فریبی تغییر پوشش ظاهری
خانم هدیه  شاهد یا ګواه یکی از خوشاوندان اش است که، با تغییر پوشش دست‌ به گدایی حرفه ای زده است، او گفت: «من یک روز با خانم ماما خسرم که لباس کهنه به تن داشت و از همسایه‌ها، پیسه،آرد، لوبیا و لباس می‌خواست، در آپارتمان ما مواجه شدم».

هدیه افزود: «خانم ماما خسر ام خود را به مردم یک زن نیازمند با نام دروغین معرفی می‌کرد و می‌گفت: شوهرم فوت کرده، پسرم در ایران مرده است، یک تکه‌ی سفید را در دستش بسته کرده بود که ګویا دست اش مشکل دارد، می‌گفت‌که، مریض هستم، پول دوا ندارم».

هدیه ادامه داد: درحالی که شوهر و پسرش هر دو زنده هستند، خانه شخصی دارد، همسرش‌ مامور است و معاش نسبتاً خوب دارد.
او، پس‌از دیدن من از آنجا فرار کرد تمام لوازمش جا ماند، من از طریق دوستان دیگر نیز خبر شدم که در چندین‌جا این زن را در حالگدایی دیده اند.
آیا مردم با تشخیص ګداهایعمدی با نیازمندان واقعی با مشکل مواجه اند؟

گسترش این افراد در ساحات مختلف شهر مردم را با مشکل مواجه کردند، حتی آنان از دادن پول و همکاری برای گداهای واقعی خودداری می‌کنند.

علی، باشنده دشت برچی کابل می‌گوید: «من وقتی می‌خواهم کمک کنم، نمی‌دانم به کی کمک کنم، چه کسی نیازمند واقعی است، واقعا نمی‌دانم، ګاهی حتی از کمک کردن منصرف می‌شوم».
برعلاوه این مورد؛ برخی از گداهای‌ حرفه ای با حیله و نیرنگ هزاران افغانی از یک تیم مدد رسان را  به یغما برده اند و پس از دریافت پول اثری از آنان در شهر یافت نشده است.

احمد فردید مسؤول یک تیم مدد رسان و هم‌چنان مؤسس یک یوتیوب چینل است وی با شش تن از جوانان رضاکار اش از هشت‌سال بدینسو به هدف کمک رسانی برای مردم بی‌بضاعت یک تیم را تشکیل داده اند، به گفته آنان این تیم از سوی شماری از دوستان آنان از بیرون کشور تمویل می‌شود و هر ماه برای چندین خانواده کمک‌های نقدی انجام می‌شود.

به گفته احمد فرید، ماهانه برای هر خانواده‌ای بی‌بضاعت نظر به مقدار پول که برای شان فرستاده می شود از ۳ الی ۷ هزار افغانی» کمک نقدی صورت می‌گیرد.

به گفته اقای فریدکه تمامی فعالیت آنان متمرکز بر حمایت و پشتیبانی افراد بی‌بضاعت می‌باشد، وی از داستان دختران قلم‌فروش پرده بر‌می‌دارد که بیش‌از ۱۵۰ هزار افغانی این نهاد را به یغما بردند و تااکنون ناپدید شده اند.

وی ‌گفت: «یک روز در منطقه‌ی سرک چهارم تایمنی با دو دختر جوان قلم‌فروش که، لباس‌های کهنه به تن داشتن و از مردم پول می‌خواستند، مواجه شدم، بعد از معرفی شدن، آنها از زندگی نابسامان شان گریه و ناله می‌کردند، حتی مادر آنان بیشتر از دختران اش گریه و زاری می‌کرد.

ده روز بعد کمک نقدی ما برای فامیل‌های نیازمند حواله شد، همه تیم تصمیم گرفتیم که به خانه‌ی دختران قلم فروش برویم و کمک کنیم. آنان ما را به یک‌خانه در منطقه چارقلعه وزیر آباد آدرس دادند، در جریان برنامه چنان گریستند که دل‌همه؛ برای شان می‌سوخت.در برنامه اول برای شان آرد برنج، روغن، نمک، روب، لوبیا، نخود و بوره کمک کردیم».

پس از نشر برنامه، یک تن از همکاران ما حدود ۱۵۰ هزار افغانی همراه با شش ماه کرایه خانه و شش‌ ماه مصارف برای آنان فرستاد.

طبق هدایت او، تمام قرض‌ها و کرایه خانه شان را دادیم، زیرا در برنامه نخست با گریه و زاری گفته بودند: «۴۵۰۰۰ از مرگ پدر ما قرضدار هستیم، اگر پول قرضدار را پرداخت نکنیم، ما را بزور نکاح خواهد کرد، هفتاد هزار کرایه خانه قرض دار هستیم».

مادر شان پاهایش را با تکه‌ی بسته بود تا اعتماد ما را جلب کند، هم‌چنان شوهر خواهر خود را بجای قرضدار و خواهر بزرگ خود را به حیث صاحب خانه کرایی شان معرفی کرده بودند.

قبل از تسلیم دادن پول، آنها ما را به یک جای دیگری آدرس دادن شوهر خواهر شان به حیث قرضدار و خواهر بزرگ شان به حیت قرضدار کرایه خانه در آن مجلس پول را تسلیم شدند‌.

ما این دختران را در کورس خیاطی ثبت نام کرده بودیم و پس از چند روز از طریق استاد خیاطی آگاه شدیم که دختران دیگر به کورس نمی‌ایند. با تماس های بیشتر مؤفق به اتصال تماس نشدیم، زیرا مبایل شان خاموش بود. احمد فرید افزود: با تلاش های فراوان تا امروز نتواستیم سرنخی از آن خانواده را پیدا کنیم.

از خانه‌ی  شخصی تا وارد شدن سیتماتیک در تیم مدد رسان
احمد فرید، از زنی حکایت می‌کند که مدت ۷ سال در تیم مدد رسان آنها خود را زن بیوه و بی‌بضاعت معرفی کرده بود.
به گفته آقای فرید،خانم شاپری می‌گفت: «بیوه هست و خانه اش کرایی است، یک فرزند دارد، او هم تکلیف قلب دارد، پول تداوی ندارد، روزهای عید تماس می‌گرفت که نان برای خوردن ندارند، در زمستان برای ګرم کردن صندلی، بوشکه را گرم می‌کنیم.

فرید ادامه داد: « هفت سال به یقین همین گفته‌هایش ضمن کمک برای خودش۱۰ الی ۱۵ خانم را هر ماه به عنوان زنان بیوه و نادار معرفی می‌کرد، سپس آشکار شد همه آنان خواهرخواندهایش بودند نه زنان بیوه و نادار، او زنانی را که معرفی می‌کرد، نصف سهم شان را پنهانی به خود می‌گرفت و ما ماهانه هفت‌هزار یا گاهی بیشتر کمک می‌کردیم، آن زنان هم به ارتباط دوستی شرط خانم شاپری می‌پذیرفتند و پول را نیم می‌کردند».

او گاه گاهی در یک موتر به دفتر می‌آمد  و می ‌گفت: « موتر خواهرزاده ام است، در حالی که موتر از خودش بود و آن پسر هم فرزند کلان اش).
رازهای خانم شاپری چگونه‌ افشا شد؟
شاپری، یکی از اقاربش را که یک طفل‌‌اش سوراخ قلب داشت برای ما معرفی کرد و ما به هدف کمک به خانه آن زن رفتیم و او چند طفل قدو نیم قد و یک پسر‌ ۱۳ ساله اش‌ سوراخ قلب داشت، خودش هم دسک کمر داشت و به بسیار مشکل راه می‌رفت.

ماه بعد هم که به خانه‌ی خانمی که طفل‌اش سوراخ قلب بود، به منظور کمک رفتیم او تمام رازهای شاپری را فاش کرد. او گفت: « شاپری پولم را نیم کرد و اخطار داد، اگر به شما بگویم، بار دوم مه روی کمک را نخواهد دیدیم، بار اول ۴۰۰۰ هزار افغانی مرا به خود گرفت، من ترسیدم چپ کردم«.
او خانم گفت: «اول ما را معرفی می‌کند و از نام پسرم که سوراخ قلب دارد استفاده می‌کند و حق ما را پنهانی نصف می‌کند.

او گفت: « شاپری شوهر دارد، بیش‌از ۴۰ هزار دالر اپارتمان خریده چهار دختر و بچه جوان دارد، شوهرش پولدار است».
احمد فرید می‌گوید که، بعدا برای چند تن از زنانی که از طریقش معرفی شده بودند تماس گرفتیم، آنان گفتند: «شوهرش زنده است، در بهترین اپارتمان زندگی می‌کند».

مرد اما نامردانه به انتظار بدست آوردن پول
تنها زنان نیستند که به فریب و نیرنگ پول درمی‌آوردند، بلکه مردان با همسران شان همکار هستند، مسؤول این نهاد می‌گوید که، چهار سال قبل برای هدف کمک به خانه‌ی یک خانم رفتیم، وی ۱۵ هزار افغانی پول نقد دریافت کرد، در همان وقت با گریه زیاد خانم‌ ایورش را یک فرد بی‌بضاعت معرفی کرد و ما را به سمت اتاقی هدایت کرد که، در آن یک خانم چادری پوش با چند طفل خوردسال زیر صندلی نشسته و آماده‌باش صحبت بودند، وقتی مجری سؤال کرد، خانم چادری پوش حرفی نمی‌زد، (خانم اول) با تاکید گفت:« زن ایورم ګنګه است و حرف زده نمی‌تواند گفت من بجایش صحبت می‌کنم».

با پافشاری ما چادری‌اش را بالا کرد، این شخص زن نه، بل‌که یک فرد ریش‌دار که همان شوهر این خانم بود و همین که چهره‌اش از زیر چادری نمایان شد، فرار کرد، این مرد می‌خواست بجای یک زن صحنه‌سازی کند، اما نقشه‌اش آشکار شد.

اما مسؤول این تیم  به جواب این سؤال که با کسانی که فریب کاری شان فاش شده بود، چګونه برخورد کردند، جزییأت ارایه نکردند.
این درحالی است که تعداد این ګداهای حرفه ای چندین بار از سوی پولیس باز داشت شدند اما پس از رهایی دوباره به عادت قبلی خود برګشتند.
بی‌بی گل ۴۵ ساله خانمی است که سه‌بار از سوی نیروهای امنیتی از ساحات مختلف شهر کابل، به علت گدایی حرفه ای بازداشت شده است.

بر اساس گفته‌های خودش، او مادر شش دختر و چهار پسر می‌باشد و پسرانش نیز  در بخش های مختلف کار می کنند هستند.
او گفت:«  دفعه اول از ساحه‌ی نانوایی از منطقه نود فامیلیمه را در رنجر بردن، اما لت‌و کوب نکردند فقط نصیحت کردند و پس از بیو متریک به خانه آمدم .

اما بار دوم مه را از چهاراهی گل‌سرخ بردند وقتی که ګرفتار شدم خیلی ترسیدم،  مه را بادام‌باغ بردند، انجا زیرکی کردم و به بهانه رفع حاجت از کلکین تشناب خود را به صف زنانی رسانیدم که بیومتریک شده بودند و به سمت خانه در انتظار رفتن بودند، من‌هم پس‌از دلهره زیاد از دروازه خارج شدم و فرار کردم، بار سوم از ساحه پروان دو، وقتی من را بردن بسیار لت‌وکوب شدید شدم، تمام جانم درد می‌کند، برای مه گفته شد که دو تا شش ماه زندانی خواهم شد، اما من با عذر گریه به مسئوولان انجا کامیاب شدم خود را رها سازم.

مسؤول گفت: «این را رها کنید زن پیر است، من هم بار سوم چانس آوردم، حالا گاه‌گاهی به احتیاط می‌روم، زیاد نمیرم، می‌ترسم که گرفتار نشوم».
ایا این تنها یک دست‌درازی ساده به هدف گردآوری پول است، یا ‌که پیامدهای اخروی و اجتماعی برای جامعه درپی دارد؟
ذکریا احمدی روان‌ شناس می‌گوید که، اکنون گدای‌گری حرفه ای در شهر به یک حرفه کُلی تبدیل شده، زیرا انسان‌ها این کار را ‌بی زحمت‌ترین راه معیشت گزیده‌ اند زیرا مغز انسان به راحت طلبی تمایل بیشتر دارد.

به ګفته احمدی، شباهت سازی یا الگو گرفتن از اطرافیان، تشویق هم‌سالان، پذیرش این عمل به عنوان عرف و عادت، شامل شدن دربرخی از نهادها یا جنبش‌های که در باره موضوع نقش بزرگتری را بازی میکند تا از آنها بهره‌کشی اقتصادی داشته باشند، از عوامل عمده روی آوردن این افراد به ګدای حرفه ای می‌باشد.

به باور ایشان حتی ادامه این روند سبب می‌شود که، ګداهای حرفه ای به مسائل جنسی تن ‌‌دهند، زیرا بدست آوردن پول برای آنان اهمیت دارد، نه غرور و عزت نفس شان، هم‌چنان سوی استفاده‌ های جنسی از اطفال ګدا، بی‌‌باوری ثروتمندان برای گدایان واقعی.

آقای احمدی مجازات به این افراد را مؤثر نداسته می‌گویند که این افراد پس از مجازات دو باره به گدایی عمدی رو می‌آورند، اما ایجاد مراکز روان‌درمانی به منظور آموزش دادن در مورد، حفظ کرامت  راانسانی مهم می‌دانند.
هم‌چنان، عالمان دین برحرام بودن ګدایی بدون ضرورت اتفاق نظر دارند، حتی ګدایی بدون حاجت را به منزله خوردن مال حرام می‌دانند، هم‌چنان از سزای دشوار اخروی و از ترویج این عمل در جامعه اسلامی و از پیامدهای اجتماعی آن هشدار می‌دهند.

رسول اکرم(ص) فرموده است:) «هر آن‌کس که بدون ضرورت از دیگران طلب مال کند، در روز آخرت نزد الله متعال طوری ظاهر می‌شود که در چهره‌اش گوشت نمی‌باشد.»
مولوی مؤمن احمدی‌ به پیامدهای اجتماعی این عمل اشاره‌ کرد:« سایر مردم به راحت‌طلبی ( مفت‌خوری) رو می‌آورند، هم‌چنان با افزایش گداهای مسکلی درجامعه حق سوال‌گران واقعی نیز پایمال می‌شود و با افزایش این افراد در جامعه هم‌چنان بی اعتمادی میان ثروتمندانی که خواهان کمک به فقرا و نیازمندان واقعی باشند نیز کمرنگ می‌شود و حتی از بین می‌رود.

آقای احمدی افزود:« نظام جزای تعزیری از جمله زندانی ساختن و تبعید را برای این افراد اجرایی کند».
ذبیح الله مجاهد سخنگوی ا.ا ضمن تایید فعالیت ګداهای حرفه ای، از بازداشت بیش از هفتاد هزار گدا از سطح شهر کابل طی یک‌و نیم سال گذشته «از نیمه، ۲۰۲۴» و از ادامه این روند در شهر کابل و چندین ولایت دیگر یادآوری می کند.

به گفته او، از این میان سی‌‌وپنج‌ هزار تن آنان پس‌از بررسی‌های دقیق گدای واقعی بودند که پس از شناسایی برای آنان، ما‌هانه دو هزار افغانی پرداخت می‌شود. و اگر تعداد فامیل بیشتر باشد کمک  نیزکمی بیشتر می شود.

اما گداهای حرفه ای پس از بازداشت بایومتریک شده، برای آنان توصیه می‌شود، درصورت تکرار این کار به نهادهای عدلی و قضایی سپرده شده و متناسب به جرم شان از جمله: توصیه و  زندان مجازات می‌شوند.

اقای مجاهد افزود که برای تشخیص پروسه نیازمندان واقعی وګداهای حرفه ای پورسه خاص وجود دارد که هم از خانه شان دیدن می شود و هم از اقارب شان معلومات ګرفته می شود که آیا اینها واقعا نیازمند هستند یا خیر؟
وی، گدایگری حرفه ای را جرم پنداشته  و ګفت این پدیده در شهرهای بزرگ کشور به یک معضل جدی مبدل شده و از احتمال وجود برخی از حلقات به هدف استفاده‌جویی از افراد به ګدایی اشاره کرد، اما از نهاد خاصی نام نبرد و هم‌چنان در مورد بازداشت نهاد‌های حمایوی گداهای حرفه ای از سوی نیروهای امنیتی جزئیات نداد.

به قول مجاهد، گداهای حرفه ای از همه‌ی اقشار از جمله: زنان، مردان و کودکان شامل بوده و آنان در اظهارات اولویه شان این کار را راه درآمد آسان، درآمد خوب و عادت همیشه‌گی خود می‌دانند.

این گزارش تحقیقی خبرگزاری پیگرد  دریافت که گدایی حرفه ای پیامد‌های خطرناکی از قبیل: الگو گرفتن افراد از همدیگر برای رو آوردن به گدایی حرفه ای، سوی استفاده اخلاقی از زنان و کودکان، راحت‌طلبی و بی‌انگیزه شدن برای انجام وظایف سنگین تر، ایجاد شبکه‌های گروهی به هدف فریب‌ دادن مردم، عدم تمایل ثروتمندان برای کمک به نیازمندان واقعی به دلیل عدم تشخیص گداهای واقعی، افزایش سرقت‌ از سوی این افراد در جامعه، کاهش توانمند سازی افراد در بخش حرفه‌ها، تضیف کرامت انسانی، افزایش نگاه‌های بدبینانه به سوی افراد نیازمند…. درپی دارد.

یافته های این تحقیق نشان می دهد که برخورد با این پدیده‌ی چقدر چالش انګیز است،  با انکه دولت ګداهای حرفه ای را از شهر جمع آوری کردند اما باز هم مشکل به حدی وجود دارد که هنوز هم مردم و نهاد های مدد رسان در تشخیص نیازمندان واقعی و ګداهای حرفه ای به مشکل مواجه اند، که پیامدهای اخلاقی و اجتماعی را در پی دارد و حق نیازمندان واقعی زیر پا می شود.

بنابراین برای حل دراز مدت از سوی دولت و نهاد های مدت رسان روی یک سیستم منظم و دقیق کار شود تا به معنی واقعی این پدیده از جامعه ریشه کن شود.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. Powered By Master Technology | Newsphere by AF themes.