غربگرایی؛ حقیقت تلخ سیاست خارجی جمهوریت
خبرگزاری پیگرد _ افغانستان
نوشته شده توسط :ظفرمومند
سه شنبه ، ۳۰ جدی ۱۴۰۴
نشست رونمایی و نقد کتاب «دو دهه دیپلماسی» و بررسی سیاست خارجی افغانستان روز گذشته در پوهنتون خاتمالنبیین کابل برگزار شد؛ نشستی که در آن، سیاست خارجی افغانستان در دوره جمهوریت بهگونهای صریح و انتقادی زیر پرسش رفت.
در این نشست عبداللطیف نظری، معین مسلکی وزارت اقتصاد، گفت که غربگرایی در نظام جمهوریت یک حقیقت انکارناپذیر بود. به گفته او، سیاست خارجی افغانستان در آن دوره بهشدت تحت تأثیر طرحهای غرب قرار داشت و نظام جمهوری عملاً وابسته به اراده سیاسی غرب بود.
نظری افزود: «حکومتهای اشرف غنی با مداخله مستقیم افرادی چون جان کری شکل گرفت. این نشان میدهد که نظام تا گلو در غرب غرق بود و انتخابات نیز بیشتر یک نمایش ظاهری و آلوده به تقلب بهشمار میرفت.»
وی همچنان تأکید کرد که دیپلماسی فرهنگی یکی از عوامل مهم شکست ناتو و امریکا در افغانستان بود.
به گفته او: «ناتو و امریکا نتوانستند در دیپلماسی فرهنگی بالای مردم افغانستان حاکم شود و یکی از ضعف های بزرگ شکست آنان بود.»
در همین حال، دکتور شجاع حسین محسنی، رئیس پوهنتون خاتمالنبیین، گفت که این کشور در دهههای گذشته همواره میدان رقابت قدرتهای بیرونی بوده است.
او اظهار داشت: « از دو قرن به این سو از زمان حکومت شازمان سدوزاییتا پایان حکومت اشرف غنی ، سیاست و سیاست خارجی ما عمدتاً از بیرون مدیریت میشد و ما فقط نقش میزبان و نظارهگر بودیم.»
از سوی دیگر، میلاد عزیزی، نویسنده این کتاب، میگوید هدف از تحقیق آن بررسی منظم و انتقادی سیاست خارجی افغانستان در نظام جمهوریت است
او گفت: «سیاست خارجی همواره مجرای تعامل کشورها بوده و در صد سال اخیر نقش تعیینکننده در سرنوشت ملتها داشته است.»
به گفته او، کنفرانس بن یک کنفرانس سرنوشتساز برای افغانستان بود؛ کنفرانسی که با کنار گذاشتن امارت اسلامی، زمینه شکلگیری نظام جمهوریت را فراهم کرد؛ نظامی که در نهایت به ناکامی انجامید.
با این حال دکتور سید محمد عالمی، معین مرکز استراتیژی وزارت امور خارجه، انجام چنین پژوهشی را در فضای کمتحقیق دانشگاهی افغانستان قابل قدردانی دانست و گفت که این کتاب میتواند به وزارت خارجه در مستندسازی تجارب دیپلوماتها و ارائه راهکارهای آینده کمک کند.
سخنرانان این نشست در مجموع تأکید کردند که سیاست خارجی افغانستان در دوره جمهوریت بیش از آنکه بر منافع ملی و استقلال سیاسی استوار باشد، تابع اراده و اولویتهای قدرتهای خارجی بود.
به باور آنان، تجربه دو دهه گذشته نشان داد که بدون داشتن یک استراتژی روشن، تعریف دقیق از منافع ملی و اتکای واقعی بر ظرفیتهای داخلی، هیچ نظامی نمیتواند سیاست خارجی پایدار و مؤثر داشته باشد. آنان خاطرنشان کردند که افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به یک سیاست خارجی متوازن، مستقل و واقعگرایانه نیاز دارد؛ سیاستی که بر اصل عدم مداخله خارجی، تأمین منافع ملی و تعامل مسئولانه با جهان استوار باشد.