روایت زنانی که با اراده قوی در دل تاریکیها در جستجوی روشنایی اند
خبرگزاری پیگرد- کابل
تهیه شده توسط- شمین نجرابی
جمعه ۷ قوس، ۱۴۰۴
شماری از زنان و دختران افغان که درهر واژهی از سخنان آنان روایت های عجیبی نهفته است، باجسم خسته اما با اراده قوی داستانهای زندگی خود را اینگونه حکایت میکنند.
مرسلی ۲۶ ساله دختری است که در دل کابل چشم به جهان گشوده است، دوران کودکی وی، نه با بازیچههای کودکی بلکه با مداد و کاغذ سپری شد، او «۱۶» سال عمر خویش را به آموختن و آموختاندن صرف کرده است، اما سرنوشت موصوف طور دیگری رقم خورد.
مرسل درحالی که دلش برای نوای زنگ مکتب و هیاهوی دانشآموزانش تنگ شده، بغض گلویش را میفشارد، چشماناش مملو از اشک میشود، خمیر را در دستانش میپیچاند و از تغییر سرنوشتش سخن میگوید:« پس از تغییر نظام از وظیفه معلمی اخراج شدم و دیگر نتوانستم در مکتبها کار پیدا کنم، دلم برای شاگردانم تنگ شده است».
بیکاری مسیر زندگی مرسل را از آموزگاری به شاگردی در دوکان قنادی «شیرینیپزی» میکشاند، وی با تحمل دشواریهای فراوان اما اراده قوی سعی دارد با یگانه برادر کوچکش درمعیشت خانواده کمک کند، زیرا مرسل ناگزیر است مسؤولیت خانواده هفت نفریاش را بدوش بکشد.
ابتدای کار در دوکان «قنادی» برای مرسل غیرقابل باور بود او روزهای نخست کارش را باخستهگی طاقتفرسا با گریه سپری کرد، اما وجود دختران دیگر دراین دوکان برای وی قوت میبخشید.
وی گفت: « در روزهای اول کارم اصلا باور نمی کردم، که شاگرد کیک پزی هستم هر روز تا خانه گریه میکردم، انسان باید تحولپذیر باشد، تحمل سختی کار آسان نیست».
مرسل، کنایههای مردم شهر را برای کار زنان یک امر عادی دانسته و کارشاقه را برای افراد باسواد عار نمیداند بلکه آنرا مایه فخر میپندارد.
«اگر رئیس هم باشی مردم گپ مفت میزنند، اگر بخواهیم به گپ مردم زندگی کنیم،باید زانوی غم در بغل بگیریم».
وی، از دختران و زنان دیگر میخواهد که هرگز از امید و تلاش دست نکشند و قاطعانه درپی کارفرینی باشند.
او، همچنان از حکومت افغانستان گلایه هایی دارد و خواهان شنیدن شدن صدای زنان و بازگشایی دروازههای آموزش بروی دختران است.
نسترن بانوی ۳۱ ساله و مادر سه فرزند میباشد، زندگی وی تنها به وظیفه مادری خلاصه نمیشود بلکه با فراز و نشیبهای زیادی به همراه است، او با خستهگی های فزیکی اما با دل مملو از امید درکنار همسرش ایستاده تا باردوش خانواده از شانههای همسرش کاسته شود، او صبحهای زود از خانه به سمت دوکان قنادی میرود و به پختن کیک و کلچه میپردازد، نسترن کار کردن زنان را در جامعه میستاید و خواهان همکاری مساویانه زنان در امورات زندگی مشترک میباشد.
وی، از زنان دیگر میخواهد که با غرور و همت برای استقلال مالی کار کنند و امید خود را از دست ندهند و برای داشتن یک زندگی با سعادت سخت تلاش نمایند.
غزال افضلی، سرپرست این قنادی آمار میدهد که، در این دوکان حدود «۴۰» تن از زنان و دختران دربخشهای مختلف مشغول کار اند، غزال زنانی را در اینجا گردآورده که نانآوران فرزندان شان هستند.
غزال این قنادی را دریچهی برای امید زنان کار آفرین و نیازمند میداند، آنانی که صبحهای زود به این مکان مییایند دست خالی نزد فرزندان شان که چشم به راه یک لقمه نان اند، بر نمیگردند.
یک تن از کارشناسان مسایل اجتماعی افزایش حضور زنان در مشاغل همچون قنادی را از دو زاویه مورد بررسی قرار داد.
نخست از بُعد اقتصادی که نمایانگر تلاش زنان برای استقلال مالی است.
«بسیاری از زنان برای تأمین نیازهای خانواده و استقلال مالی خود، بهدنبال فرصتهای کاری تازه میگردند»
دوم، از زاویه اجتماعی که بیانگر دگرگونی تدریجی در نگرش جامعه نسبت به کار زنان در محیطهای عمومی است.
گرچه هنوز نگاههای سنتی و گاهی انتقادی نسبت به حضور زنان در این نوع مشاغل وجود دارد، اما باید توجه داشت که چنین کارهایی نه تنها نادرست نیست، بلکه گامی در جهت خودکفایی و مشارکت فعال زنان در اقتصاد کشور بهشمار میرود.
جامعه باید این تغییر را به عنوان یک تحول مثبت بپذیرد و زمینههای امنیت شغلی، احترام اجتماعی و آموزشهای لازم را برای زنان در این عرصه فراهم سازد.
در نهایت، حمایت رسانهها و نهادهای مدنی در تغییر ذهنیت عمومی نقش اساسی دارد، زیرا کار شرافتمندانه در هر شکل آن باید ارزشمند شمرده شود، فارغ از جنسیت فردی که آن را انجام میدهد.