روایت تلخ یک مادر کرهای؛ ۴۴ سال جستوجوی دختر ربودهشدهای که قربانی صادرات کودکان شد
خبرگزاری پیگرد – جهان
نوشته شده توسط خبرگزاری پیگرد
سهشنبه ۶ جوزا ۱۴۰۴
منبع _بیبیسی
آخرین تصویری که هان تایسون از دختر ششسالهاش، کیونگها، در ذهن دارد، به روزی در ماه مه سال ۱۹۷۵ بازمیگردد؛ روزی که با بیخبری عادی آغاز شد و به کابوسی ۴۴ ساله تبدیل گشت. آن روز هان از دخترش پرسید: «همراه من به بازار میآیی؟» و کیونگها پاسخ داد: «نه، میخواهم با دوستانم بازی کنم.» اما وقتی هان به خانه برگشت، کیونگها ناپدید شده بود.
او دیگر هرگز دخترش را به همان شکل ندید. چهار دهه بعد، زنی میانسال با نام آمریکایی «لاری بیندر» در فرودگاه سئول به آغوش او بازگشت. زنی که روزگاری کیونگها بود و حالا یکی از هزاران کودکی است که در دهههای گذشته به شکلی مبهم از کره جنوبی به کشورهای غربی فرستاده شدند.
هان تایسون ادعا میکند دخترش ربوده شده و به پرورشگاهی سپرده شده، جایی که با مدارک جعلی بهعنوان کودکی بیسرپرست معرفی و به آمریکا منتقل شد. او حالا نخستین مادر زیستی است که از دولت کره جنوبی به دلیل «قصور در جلوگیری از فرزندخواندگی غیرقانونی» شکایت کرده است.
زنان، کودکان، و خاطراتی که دزدیده شدند
طی دهههای گذشته، کره جنوبی بیش از ۱۷۰ هزار کودک را عمدتاً به آمریکا و کشورهای اروپایی برای فرزندخواندگی فرستاده است؛ عددی بیسابقه در جهان. این روند که در پی جنگ کره آغاز شد، به تدریج تبدیل به فرآیندی گسترده و پرسود شد که آژانسهای خصوصی و حتی دولت در آن نقش داشتند.
بر اساس یک تحقیق تاریخی منتشرشده در مارس گذشته، دولتهای مختلف کره با سپردن کنترل کامل به این آژانسها، زمینه را برای نقض گسترده حقوق بشر فراهم کردند. اسناد نشان میدهد بسیاری از والدین از ماجرا بیخبر بودند، یا گمان میکردند فرزندشان فوت کرده است، در حالی که کودکشان به غرب فرستاده شده بود.
دوباره دیدار؛ دوباره دلشکستگی
دیدار دوباره هان با دخترش در سال ۲۰۱۹، ترکیبی از شادی، ناباوری و درد بود. هان در فرودگاه با موهای دخترش بازی کرد و گفت: «من ۳۰ سال آرایشگر بودهام. فقط با لمس موهایش فهمیدم که او دختر من است.» اما این دیدار، پایانی بر رنجها نبود.
کیونگها زبان کرهای را فراموش کرده و هان بهسختی انگلیسی صحبت میکند. آنها گاهی با پیامک در ارتباطاند، اما شکاف زبانی، فرهنگی و عاطفی هنوز پر نشده است. هان میگوید: «من میدانم او کجاست، اما وقتی نمیتوانیم با هم حرف بزنیم، این دانستن چه فایدهای دارد؟»
زخمهایی که هنوز التیام نیافتهاند
هان تنها نیست. صدها خانواده دیگر نیز خواهان پاسخگوییاند. در مواردی، کودکان با جعل اسناد، هویتهای ساختگی و بدون رضایت والدین، از کره خارج شدند. گاهی حتی اگر کودک میمُرد یا خانوادهاش پیدا میشدند، آژانسها با جایگزینکردن کودک دیگر با همان مدارک، از پرداخت غرامت طفره میرفتند.
در سال ۱۹۷۴، کودکی در مسیر پرواز به دانمارک بر اثر حساسیت غذایی جان باخت؛ تنها یکی از نمونههای دهشتناک از «انتقال انبوه نوزادان مانند کالا».
کارشناسان میگویند این روند تنها یک بینظمی اداری نبود، بلکه شکلی از خشونت ساختاری و سازمانیافته علیه خانوادهها بود؛ خشونتی که هنوز ردپای آن در زندگی قربانیان باقی است.
آیا عدالت در راه است؟
در حالی که برخی از مسئولان وقت، مانند مدیر پیشین آژانس هولت، اتهامات را رد کرده و والدین را به «رها کردن کودکان» متهم میکنند، شواهد و روایتهای انسانی مانند داستان خانم هان، حقیقت دیگری را بازگو میکند.
کره جنوبی وعده داده نظام فرزندخواندگی را اصلاح کند، اما مادرانی مانند هان هنوز منتظر یک چیزند: عذرخواهی، عدالت، و بازگشت عزتی که سالها پیش ربوده شد.
هان میگوید: «زندگیام از هم پاشیده… آنچه از دست دادهام، با هیچ چیز جبران نمیشود.»